عبد الحي الكتاني ( مترجم : عليرضا ذكاوتى قراگزلو )
91
نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) قرار دادن تاريخ معروف است كه تاريخ هجرى را در زمان عمر قرار دادند ، اما ابو جعفر نحاس در صناعة الكتاب و قلقشندى در صبح الاعشى « 1 » از محمد بن جرير از ابن شهاب روايت مىكند كه وقتى پيغمبر ( ص ) در ربيع الاول به مدينه آمد ، خود تعيين تاريخ فرمود . در المواهب نيز همين مطلب آمده است . سيوطى گويد : پيغمبر ( ص ) در نامهاى براى نصاراى نجران كه به خط على ( ع ) مكتوب شده ، تاريخ سال پنجم هجرى را آورده است . سهيلى در الروض الانف « 2 » گويد : تأسيس مسجد قبا ، نخستين روز ورود پيغمبر ( ص ) به دار الهجرة است و بند « مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ » « 3 » اشاره به آن است . چه پيداست كه منظور اول ايام به طور مطلق نيست ، و يوم نيز ظاهرا به چيزى اضافه نشده است و اين خود نوعى تاريخگذارى است و صحابه نيز بر همين اساس با عمر در تعيين تاريخ هجرى موافقت كردند . « 4 » چون روز هجرت روز عزت اسلام و تأسيس مسجد ، و عبادت خدا در امنيت است . و اينكه چرا بعثت را تعيين نكردند چون در [ تاريخ ] آن اختلاف است و اينكه چرا وفات پيغمبر ( ص ) را مبدأ قرار ندادند چون در آن دريغ و اندوه است . و اول محرم ، ماه بازگشت حاجيان از حج است . ( 2 ) صفت سفيران پيغمبر ( ص ) سهيلى در الروض الانف گويد : وقتى دحيه نزد قيصر رفت ، گفت : مرا آنكه از تو بهتر است فرستاده ، و آنكه فرستندهء مرا فرستاده ، از او بهتر است . پس با ذلّت گوش بده تا بفهمى و با خيرخواهى جواب بده تا منصف باشى . قيصر گفت : بيا و بگو . دحيه گفت : بگو مسيح به سوى كه نماز مىخواند و چه كسى پيش از تولد او ، آسمانها و زمين را تدبير مىكرد ؟ من تو را به پيغمبر امّى كه موسى و عيسى به دو بشارت دادهاند ، دعوت مىكنم و نزد تو اثرى از علم هست كه از بيان و عيان بىنيازت مىسازد . اگر دعوت را اجابت كنى ، خير دنيا و آخرت براى توست و اگر نكنى ، خير آخرت را از دست دادهاى و در دنيا نيز شريك دارى ، و بدان كه خدا جباران را مىشكند و نعمتها را تغيير مىدهد . پس قيصر نامهء پيغمبر ( ص ) را گرفت و بر سر و ديده نهاد و بوسيد و به دحيه گفت : دوست ندارم امروز جوابى به تو بدهم كه فردا به رأيى
--> ( 1 ) . قلقشندى ، صبح الاعشى ، ج 6 ، ص 240 . ( 2 ) . سهيلى ، الروض الانف ، ج 2 ، ص 11 . ( 3 ) . توبه ، 108 . ( 4 ) . روايت مشهور آن است كه صحابه پيشنهادهاى مختلفى كردند ، امام على ( ع ) هم تاريخ هجرت را به تأسى از رسول خدا ( ص ) پيشنهاد كرد و با آن موافقت شد ، م .